تا کرانه های دور...
همه چیز از همه جا... 
نويسندگان

 

یه یارو میره زیر غلطک، غضنفر میره خبر مرگش رو به خانوادش بده.

میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟

پسرش میگه: دراز و باریک.

غضنفر میگه: حالا دیگه صاف و پهنه

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

دختر :من امروز عمل قلب دارم

پسر:می دونم

دختر :دوستت دارم

پسر :من عاشقتم عزیزم . ................ .

دختر به هوش میاد

دختر :اون کجاست

پدر:تو نمی دونی کی قلبش را به تو هدیه کرده؟

دختر:....(شروع کرد به گریه)

پدر :شوخی کردم رفته دستشویی الان بر می گرده

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

خدا هیچ چیز که به ما نداده باشه

دو چیز را زیاد داده

به من صبر زیاد و به تو روی زیاد !...

 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

پسر به دختر : می خوای خورشید زندگی من باشی ؟

دختر : آره

پسر : پس ۹۲,۹۵۵,۸۸۷٫۶ مایل از من دور بمون !

 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

دیگه به من زنگ نزن

حالا شناختمت

من نمیتونم دیگه با تو باشم

ازت بدم میاد

بی لیاقت

خداحافظ

"این آخرین جمله ای بود که همسایمون به شوهرش گفت"

میخواستم تو هم در جریان باشی عزیزم !

 تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

وقتی حاجیان به شیطان سنگ می زدند، شیطان می خندید و می گفت:

 این جماعت که امروز به من سنگ می زنند، برسند تهران به من زنگ می زنند!

[ دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ حدیثه ]

دوستای گلم حتما در اطراف خودتون آدمایی رو دیدید که برای تبرعه کردن خودشون از خطاها و یا برای بدنام کردن دیگران دروغ میگن و بعد از بی آبرویی و رسوا شدن از اینکه دستشون برای دیگران رو شده شروع به لجبازی میکنن!؟

از نمونه اینجور افراد بیخود و مریض تو کل تاریخ بشریت زیاد بوده،اونقدر که پیامبر بزرگ اسلام بنابه اهمیت موضوع به وصف و موعظه این افراد پرداخته که شما در اینجا خلاصه ای از سخنان ارزشمند ایشان رو می بینید.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ حدیثه ]

روزی همسر ملانصرالدین از او پرسید:
فردا چه می کنی؟
گفت: اگر هوا آفتابی باشد به مزرعه می روم و اگر بارانی باشد به کوهستان می روم و علوفه جمع می کنم.
همسرش گفت: بگو ان شاءا...
او گفت: ان شاءا... ندارد فردا یا هوا آفتابی است یا بارانی.
از قضا فردا در میان راه راهزنان رسیدند و او را کتک زدند.
ملانصرالدین نه به مزرعه رسید و نه به کوهستان و مجبور شد به خانه بازگردد.
همسرش گفت: کیست؟
او جواب داد: ان شاءا... منم.

[ یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٤ ‎ق.ظ ] [ حدیثه ]

 

خری آمد بسوی مادر خویش / که ای مادر چرا رنجم دهی بیش
 برو امشب برایم خواستگاری / اگر تو کره ات را دوست داری
 خر مادر بگفتا کره خر جان / تو را من دوست دارم بهتر ازجان
 میان این همه خر های خوشگل / یکی را رد بزن این نیست مشکل
 خرک از شادمانی گریه سرداد / به رویا های خود هم بال و پر داد
خرک گفتا به مادر ای عزیزم / خر همسایه را یک روز دیدم
 به من چشمک زد و ازجا پریدم / مثال آهویی در دشت بیدم
 از آن پس عاشق و دیوونه گشتم / همانند خری مستانه گشتم
 بگفتا مادرش ای کره خر جان / روم امشب بسوی دختر خان
 خر خان گفت با او ای پسر جان / گران باشد مهر دختر خان
 دوپالون دوجالون شنبلیله / دو من ینجه هزار هکتار طویله
 همانا گفت خر گل ای پدرجان / مینداز سنگ سنگین ای عزیز جان
 همی عشق است مهر است و محبت / شود آن جایگاه پول وثروت
 خر خان با مشقت گشت راضی / از این پیوند نه از حقه بازی
 خرک رفت و بزرگان را خبر کرد / درون آینه خود را نظر کرد
 فرستادند خر گل را به خرواش / بزدند پشمهایش هر چه او داشت
 امید است داستان این خر خان / شود سر مشق٬زه کار جوانان

[ شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ] [ حدیثه ]

سلام دوستای عزیزم

ممنون که نگاه پر مهرتون رو به وبلاگم هدیه میکنید.

متاسفانه به دلیل مقابله با غول بزرگ امتحانات ترم چند وقتی قادر به بروز رسانی وبلاگ نیستم ولی قول میدم که زودی برگردم یا به قول گیلکا ( هاسا واگردم)

به قول بزرگان اطاله کلام نمیکنم و توجهتون رو به یک شعر شب امتحانی که در مطلب قبلی درج شده جلب میکنم.

همراه ما باشیدهوراهورا

[ چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٠ ‎ق.ظ ] [ حدیثه ]
[ سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ حدیثه ]

این شعر زیبا تقدیم به همه دوستای گل شب امتحانی خودم که تو کل ترم واسه یه بار هم لای کتابشونو وا نمی کنن که خدایی نکرده کتاب زیباشون از مدل نیفته و آکبند بمونه تا شب امتحان...

بوی شوم امتحان آید همی

یار صفر مهربان آید همی


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ حدیثه ]

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجاده‌ی زر دوز که محرابِ دعا نیست

 


ادامه مطلب
[ شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ حدیثه ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در چهار فصل عشق اولین دیدار در خاطره چون بهار می ماند،تابستان گرمی تمناهاست،پاییز به انتظار می ماند،آن سوز که سردی زمستان راست مارا به فراق یار میخواند،از ما چو زمان عاشقی بگذشت،افسانه به روزگار می ماند... سلام.من حدیثه،لیسانس مدیریت جهانگردی و دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای روستایی هستم و به عنوان خبرنگار و گزارشگر مطبوعات و رسانه فعالیت می کنم. هدفم از ایجاد این وبلاگ جمع آوری علایق و همچنین ثبت کردن اطلاعات و یافته هایی هستش که در این سالها یاد گرفتم.امیدوارم با همراهی و نگاه پرمهر شما به هدفم برسم...